<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>شیلات</title>
    <link>https://jfisheries.ut.ac.ir/</link>
    <description>شیلات</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Sun, 05 Jul 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Sun, 05 Jul 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>اثر استفاده از پرمیکس مواد معدنی در بستر پرورش بر شاخص‌های رشد، بقاء و بافت روده در نوزاد زالوی طبی (Hirudo medicinalis)</title>
      <link>https://jfisheries.ut.ac.ir/article_107779.html</link>
      <description>از گذشته&amp;amp;shy; های دور تاکنون از زالوی طبی در طب سنتی در درمان طیف گسترده &amp;amp;shy;ای از بیماری&amp;amp;shy; ها از جمله واریس و آکنه در نقاط مختلف دنیا استفاده به‌عمل می &amp;amp;shy;آید. در این پژوهش یک پرمیکس مواد معدنی حاوی سولفات مس، سولفات آهن، اکسید روی، اکسید منگنز، یدات کلسیم، کبالت و روی به سه تیمار آزمایشی شامل آب (تیمار 1)، خاک (تیمار 2) و آب و خاک محیط پرورش (تیمار 3) و یک تیمار شاهد (آب و خاک، بدون استفاده از پرمیکس مواد معدنی) در پرورش زالوی طبی اضافه و در قالب یک طرح کاملاً تصادفی (هر تیمار در 3 تکرار) طی مدت 60 روز مورد مطالعه قرار گرفت. در هر یک از مخازن پرورش که حاوی 1/1 لیتر آب فاقد کلر بود، 10 قطعه نوزاد زالو با وزن 0/02&amp;amp;plusmn;0/43 گرم (انحراف معیار&amp;amp;plusmn;میانگین) به‌صورت تصادفی توزیع شد. نتایج در پایان دورة آزمایش نشان داد که استفاده از پرمیکس مواد معدنی در آب و خاک (تیمار 3) موجب کاهش بیش از حد شاخص&amp;amp;shy;های رشد (بیشترین میانگین افزایش وزن 1/05&amp;amp;plusmn;37/26 درصد در بین سه تیمار) و بقا (میانگین شاخص بقا صفر درصد در دو تیمار 1 و 3 و میانگین شاخص بقاء 5/77&amp;amp;plusmn;16/66درصد در تیمار 2) در سه تیمار آزمایشی گردید. در مقابل تیمار شاهد از بیشترین میانگین افزایش وزن (4/3&amp;amp;plusmn; 275/63درصد) و بیشترین میانگین شاخص بقاء (100 درصد) برخوردار بود (0/05&amp;amp;ge;P). استفاده از پرمیکس مواد معدنی در کلیة تیمارهای آزمایشی در مقایسه با تیمار شاهد بر بافت روده مؤثر بوده و موجب تخریب آن شد. نتایج نشان داد که افزودن عناصر معدنی به محیط پرورش طبیعی زالوها با افزایش بیش از حد مواد معدنی در محیط پرورش، تعادل آنها را بر هم زده و به‌تبع آن، باعث کاهش بازدة شاخص&amp;amp;shy;های زیستی در این موجودات م ی&amp;amp;rlm;شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی مولکولی سویه ‏های ویبریو پاراهمولیتیکوس از طریق ردیابی ژن‏ های حدت tdh و trh در نمونه‏ های میگوی جمع ‏آوری شده از مراکز فروش شهر بوشهر</title>
      <link>https://jfisheries.ut.ac.ir/article_107780.html</link>
      <description>ویبریوپاراهمولیتیکوس (Vibrio parahaemolyticus) یکی از مهم‌ترین باکتری‌های بیماری‌زای قابل انتقال از غذاهای دریایی است و برخی سویه‌های آن به‌واسطة دارا بودن ژن‌های حدتtdh &amp;amp;nbsp;وtrh &amp;amp;nbsp;قادر به ایجاد بیماری در انسان هستند. هدف از این مطالعه، بررسی شیوع سویه‌های بیماری&amp;amp;rlm;زای V. parahaemolyticus از طریق شناسایی ژن‌های tdh و trh در نمونه‌های میگوی سفید غربی (Penaeus vannamei) بود. به این منظور، تعداد 100 نمونه میگوی پرورشی تازه در اواخر تابستان و اوایل پاییز 1404 به‌صورت تصادفی از مراکز فروش شهر بوشهر جمع‌آوری شد. نمونه&amp;amp;rlm; ها پس از هموژن شدن روی محیط انتخابی TCBS آگار کشت داده شدند. از میان نمونه‌های کشت‌شده، 39 نمونه (39 درصد) دارای کلنی‌های سبز یا سبز-آبی مشکوک به Vibrio بودند. پس از انجام آزمایش‌ PCR، 12 جدایه (30/76 درصد از جدایه‌های مشکوک) از نظر ژن&amp;amp;rlm;های tlh و toxR به‌عنوان نشانگرهای اختصاصی V. parahaemolyticus، مثبت شناسایی شدند. بررسی ژن‌های حدت نشان داد که هیچ‌یک از جدایه‌هایِ tlh و toxR مثبت، حامل ژن‌هایtdh &amp;amp;nbsp;وtrh &amp;amp;nbsp;نبودند. نتایج این مطالعه بیانگر حضور سویه‌هایV. parahaemolyticus &amp;amp;nbsp;در نمونه‌های میگو بود، در حالی‌که ژن‌های مرتبط با بیماری‌زایی انسانی در جدایه‌های بررسی‌شده شناسایی نشدند. عدم شناسایی ژن‌های حدتtdh &amp;amp;nbsp;و trh در جدایه‌هایV. parahaemolyticus &amp;amp;nbsp;دلالت بر خطر پایین بروز موارد گسترده بیماری‌زایی انسانی، ناشی از مصرف میگوهای پرورشی، دارد. با این حال، با توجه به حضور این باکتری در اکوسیستم آبی، احتمال افزایش فراوانی سویه‌های بیماری&amp;amp;rlm;زا در دوره&amp;amp;rlm; های بعدی پرورش از طریق عوامل محیطی مانند تغییر دما و شوری و یا تغییر جمعیت میکروبی وجود دارد. بنابراین این مطالعه بر ضرورت ادامة پایش&amp;amp;rlm; های مولکولی و رعایت ملاحظات بهداشتی در مزارع پرورشی و زنجیرة توزیع میگو تأکید می &amp;amp;rlm;کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی اثر سویه ای از لاکتوباسیلوس جداسازی شده از ماست محلی بر فراسنجه‌‌های رشد و تغذیه‌ای و بازماندگی ماهی کپور معمولی (Cyprinus carpio)</title>
      <link>https://jfisheries.ut.ac.ir/article_107781.html</link>
      <description>هدف از این تحقیق، بررسی اثر پروبیوتیک لاکتوباسیلوس&amp;amp;shy;&amp;amp;shy; جداسازی شده از ماست محلی شهرستان بهبهان بر فراسنجه‌های رشد، بازماندگی و فراسنجه‌&amp;amp;shy;های تغذیه &amp;amp;shy;ای ماهی کپور معمولی (Cyprinus carpio)&amp;amp;shy;&amp;amp;nbsp;بود. تعداد 135 قطعه ماهی با میانگین وزنی 5&amp;amp;plusmn;20 گرم در 9 مخزن 100 لیتری با به کارگیری سه تیمار (با سه تکرار) شامل سطوح صفر (شاهد)، (M3)&amp;amp;nbsp;CFUg-1&amp;amp;nbsp;103&amp;amp;nbsp;و (M6)&amp;amp;nbsp;CFUg-1 106&amp;amp;nbsp;پروبیوتیک لاکتوباسیلوس (Lactobacillus spp.) جداسازی شده از ماست محلی شهرستان بهبهان پرورش داده شدند. غذادهی ماهیان به‌صورت روزانه به‌میزان 3 درصد وزن بدن انجام گرفت. پس از پایان دورة تحقیق، فراسنجه‌های رشد و تغذیه‌ای و بازماندگی ماهیان مورد بررسی قرار گرفت. نتایج مقایسة داده‌های رشد و بازماندگی (درصد بازماندگی، وزن کل، نرخ رشد ویژه، نرخ وزن نسبی و افزایش وزن روزانه) نشان داد که هر دو تیمار پروبیوتیک بهبود معنی‌داری را نسبت به گروه شاهد از خود بروز دادند (0.05&amp;amp;gt;P). اما در مورد طول کل و فاکتور وضعیت تفاوت معنی‌داری بین تیمار تغذیه شده با CFUg-1 103 پروبیوتیک و گروه شاهد مشاهده نشد. مقایسة فراسنجه‌های تغذیه‌ای (کارآیی تبدیل غذایی، ضریب تبدیل غذایی، نسبت کارآیی پروتئین، نسبت کارآیی چربی) نیز نشان داد که هر دو تیمار پروبیوتیک دارای تفاوت معنی‌داری با گروه شاهد بود (0.05&amp;amp;gt;P). براساس نتایج حاصل از این تحقیق، تغذیة ماهیان کپور معمولی با جیرة حاوی پروبیوتیک لاکتوباسیل جداسازی شده از ماست محلی بهبهان به‌میزان CFUg-1 106، پتانسیل بهبود رشد کپور پرورشی را در سیستم‌های آبزی‌پروری دارا است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی اثرات رهاسازی ماهی کپور نقره‌ای (Hypophthalmichthys molitrix ) بر تراکم جلبکی، سطح تروفی و کیفیت آب (پایلوت در مجاورت سد قشلاق سنندج، استان کردستان)</title>
      <link>https://jfisheries.ut.ac.ir/article_107782.html</link>
      <description>مطالعة حاضر به‌منظور بررسی اثرات رهاسازی ماهی فیتوفاگ بر کنترل شکوفایی جلبکی، کیفیت آب و سموم سیانوتوکسین انجام شد. ماهیان با میانگین وزنی 2/4&amp;amp;plusmn;50 گرم در چهار تیمار شامل تیمار شاهد بدون رهاسازی ماهی، تیمار 2 با تراکم معمول رهاسازی و معادل رهاسازی ماهی برای توان تولید 250 کیلوگرم در هکتار از سد قشلاق سنندج، تیمار 3 با تراکم دو برابر رهاسازی معمول و تیمار 4 با تراکم چهار برابر رهاسازی معمول در 12 استخر 6000 لیتری در مجاورت سد قشلاق به‌مدت 9 هفته در سال 1402 انجام شد. در طی دورة آزمایش، برخی شاخص‌های فیزیکو-شیمیایی و زیستی آب اندازه‌گیری شد و ترکیب پلانکتونی آب، رژیم غذایی ماهی فیتوفاگ، مقدار سیانوتوکسین آب و وضعیت تروفی تیمارها مورد ارزیابی قرار گرفت. ترکیب فیتوپلانکتونی آب شامل 34 جنس و گونه بود که 28 گونه و جنس آن در رژیم غذایی فیتوفاگ مشاهده شد. در این ترکیب 14 گونة شناسایی شدند. برخی از گونه‌ها باعث ایجاد طعم و بوی بد آب می شوند و گونه‌هایی مانند Anabena spp.، Microcystis spp.، و Oscillatoria spp. تولیدکنندة سموم سیانوتوکسین می‌کنند. تیمار شاهد دارای تراکم جلبک بیشتری نسبت به سایر تیمارها بود و تیمار 3 با 205 سلول در میلی لیتر آب دارای کمترین تراکم جلبک بود. همچنین تیمار 4 با&amp;amp;nbsp; 34623620/8 عدد در کل دستگاه گوارش دارای بیشترین تراکم جلبک در دستگاه گوارش ماهی بود. تنوع زئوپلانکتون‌ها شامل 34 گونه و جنس بود. همچنین میکروسیستین LR در تیمار شاهد با غلظت 0/427 میکروگرم بر لیتر در میان دوره دارای بیشترین میزان و تیمار 4 با 0/085 میکروگرم بر لیتر در پایان دوره دارای کمترین غلظت بود که پایین‌تر از غلظت استاندارد WHO در آب شرب بود (1 میکروگرم بر لیتر). نتایج این مطالعه نشان داد ماهی فیتوفاگ با توجه به رژیم غذایی پلانکتون‌خواری و با تغذیة اصلی از اندازه‌های مختلف فیتوپلانکتون (جلبک)، در صورت رهاسازی علمی در دریاچه‌های پشت سد ضمن بهبود کیفیت آب اثر کنترلی بالایی بر جوامع جلبکی دارد.&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثرات تغذیه‌ای پودر هسپریدین بر عملکرد رشد، فراسنجه‌های خونی، ایمنی غیراختصاصی و فعالیت آنزیم‌های آنتی‌اکسیدانی ماهی کپور‌معمولی (Cyprinus carpio)</title>
      <link>https://jfisheries.ut.ac.ir/article_107783.html</link>
      <description>هدف این پژوهش ارزیابی تجویز خوراکی پودرهسپریدین در جیره بر برخی شاخص‌های رشد، خونشناسی، پارامترهای ایمنی و آنزیم‌های آنتی اکسیدانی مـاهی کپـورمعمـولی (Cyprinus carpio) بود. بچه‌ماهیان با وزن متوسط 1/28&amp;amp;plusmn;30/02گرم با جیره حاوی پودر هسپریدین در سطوح مختلف صفر (شاهد)، 100، 200 و 300 میلی گرم در کیلوگرم جیرة غذایی پایه به‌مدت 8 هفته به‌صورت یک طرح کاملاًا تصادفی در 4 تیمار و 3 تکرار (15 قطعه ماهی در هر تکرار) تغذیه شدند. در انتهای آزمایش، پس از زیست‌سنجی از نمونه‌های به ظاهر سالم خونگیری شد و شاخص‌های رشد، ایمنی، فعالیت آنزیم‌های متابولیـک، آنزیم‌های آنتی اکسیدانت و شاخص اکسیداسیون چربی (MDA) سرم خون مورد سنجش قرار گرفت. نتایج حاکی از افزایش عملکرد رشد، تغذیه، شاخص‌های خونی گلبول قرمز و گلبول سفید، ایمنی، فعالیت آنزیم‌های کبدی و همچنین فعالیت آنزیم‌های آنتی اکسیدانت در تیمارهای آزمایشی تغذیه شده با جیره غذایی حاوی مکمل پودر هسپریدین بود. از طرفی ضریب چاقی، ضریب تبدیل غذایی و بازماندگی کپور معمولی تحت تاثیر سطوح مختلف پودر هسپریدین در طول دوره آزمایش قرار نگرفت (0.05&amp;amp;lt;P). کاهش معنی داری در فعالیـت آنـزیم‌های کبدی در ماهیـان تغذیه شده با پودر هسپریدین در جیره نسبت به تیمار شاهد مشاهده گردید که تیمار 200 میلی گرم کمترین میزان را نشان داد (0/05&amp;amp;gt;P). افزایش معنی‌داری در تعداد گلبول‌های قرمز و گلبول‌های سفید خون و همچنین در میزان فعالیـت لیـزوزیم، ایمنوگلبولین و آنزیم‌های آنتی‌اکسیدانی سـرم خون در تیمـار تغذیه شده با جیرة غذایی حاوی 200 میلی گرم هسپریدین نسبت به سایر تیمارها به‌دست آمد&amp;amp;nbsp;(0/05&amp;amp;gt;P). نتایج این تحقیق نشان داد که سطح 200 میلی‌گرم هسپریدین در کیلوگرم جیرة غذایی اثر مثبتی بر عملکرد شاخص‌های رشد، کارایی تغذیه، سلامت کبد، آنزیم‌های متابولیک، ایمنی و دفاع آنتی‌اکسیدانی بچه‌ماهی کپور معمولی داشت.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاثیر پری‌بیوتیک‌های ایمکس اولترا و سلماناکس مایع بر متغیرهای رشد، نرخ ترشح آمونیاک، اوره و اتلاف انرژی در لاروهای ماهی آمور (Ctenopharyngodon idella  Linnaeus. 1758)</title>
      <link>https://jfisheries.ut.ac.ir/article_107786.html</link>
      <description>مطالعة حاضر با هدف بررسی اثر دو پری‌بیوتیک تجاری ایمکس اولترا و سلماناکس مایع بر برخی متغیرهای رشد، میزان ترشح آمونیاک و اوره و همچنین اتلاف انرژی در لاروهای ماهی آمور (Ctenopharyngodon idella) از طریق مکمل‌سازی جیره‌ها به‌مدت 45 روز انجام شد. تعداد 1050 عدد لارو با میانگین وزنی 12/10&amp;amp;plusmn;15/625 میلی‌گرم با جیره‌های مکمل شده توسط 1، 2 و 3 گرم ایمکس اولترا در هر کیلوگرم و سه سطح 1، 2 و 3 میلی‌لیتر سلماناکس مایع در هر کیلوگرم جیره تغذیه شدند و اثرات آنها با گروه شاهد (جیره فاقد پری‌بیوتیک) مقایسه شد در طول دورة آزمایش تغذیة لاروها به‌صورت روزانه تا حد سیری انجام شد. نتایج نشان داد که استفاده از پری‌بیوتیک‌های تجاری باعث افزایش معنی‌دار متغیرهای رشد و شاخص‌های تغذیه‌ای شد (0.05&amp;amp;gt;P). هرچند، به‌صورت درون‌گروهی، تفاوت معنی‌داری بین تیمارهای آزمایشی وجود نداشت (0.05&amp;amp;lt;P). دفع آمونیاک، اوره و انرژی اتلافی نیز در تیمارهای آزمایشی نسبت به گروه شاهد به‌طور معنی‌داری کاهش یافت (0.05&amp;amp;gt;P). براساس یافته‌های به‌دست‌آمده، استفاده از پری‌بیوتیک‌های ایمکس اولترا و سلماناکس مایع در سطوح آزمایش شده، به‌ویژه در غلظت‌های بالا می &amp;amp;shy;تواند علاوه بر بهبود وضعیت رشد لاروهای ماهی آمور در کاهش دفع آمونیاک و اوره، اتلاف انرژی و مخارج انرژی موثر باشد.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
